الملا فتح الله الكاشاني

337

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

حَسُنَتْ مُرْتَفَقاً هم چنان كه در ذم دوزخيان و عقاب آن فرموده كه بِئْسَ الشَّرابُ وَساءَتْ مُرْتَفَقاً * ( لَهُمْ فِيها ) * مر ايشان را است در بهشت * ( ما يَشاؤُنَ ) * آنچه خواهند آن را و تمنا كنند از نعم اين تنبيه است بر آنكه جميع مرادات و مدعيات حاصل نميشود مگر در جنت و ميشايد كه مشية فرا خور استحقاق ايشان باشد چه ضعفاى مؤمنان را بآرزوى ايشان از مرتبهء كمال نصيبى نخواهد بود بلكه مزدى كه مناسب حال خود جويند يابند * ( خالِدِينَ ) * حال است از ضمير لهم يا يشاؤن يعنى مر ايشان راست در بهشت هر چيز را كه اراده كنند در حالتى كه جاويد باشند در بهشت * ( كانَ ) * هست آنچه خواهند و آرزو كنند * ( عَلى رَبِّكَ ) * بر پروردگار تو * ( وَعْداً مَسْؤُلًا ) * وعدهء خواسته شده وعد بمعنى موعود است يعنى موعودى كه سزاوار آنست كه از خدا در خواهند و از او طلبند يا آنكه مؤمنان آن را از خدا در خواسته‌اند كه رَبَّنا وَآتِنا ما وَعَدْتَنا از ابن عباس مرويست كه معناه ( ان اللَّه سبحانه وعد لهم الجزاء فسئلوه الوفاء فوفى ) يعنى حقتعالى متقيان را وعدة جزا داده پس ايشان انجاز آن را از خداى درخواسته اند و وى به آن وفا نمود يا ملائكه براى ايشان در ميخواهند كه ربنا و ادخلهم جنات عدن التي وعدتهم و معنى وجوب ايفاء بوعده كه از على مفهوم مىشود به جهت امتناع خلفست در وعدهء او و اين مستلزم الجا نيست در انجاز زيرا كه تعلق ارادهء بموعود مقدم است بر وعدى كه موجب انجاز است * ( وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ ) * و ياد كن اى محمد ( ص ) روزى را كه حشر كنيم و حفص بيا ميخواند يعنى روزى كه حق تعالى حشر كند مشركان را از براى جزا * ( وَما يَعْبُدُونَ ) * و آن را كه نيز ميپرستند * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز از خدا مراد هر معبوديست كه غير او سبحانه باشد از ملائكه و عزير و مسيح و كواكب و اصنام و استعمال ما يا به جهت آنست كه وضع آن اعم است و لهذا اطلاق آن بر هر شبحى ميكنند كه مرئى مىشود از دور و معلوم نيست كه چه چيز است و يا به جهت آنكه مراد به اين وصف است كانه قيل ( و معبوديهم كما اردت السؤال عن صفة زيد ما زيد بمعنى أ طويل ام قصيرا فقيه ام طبيب ) يا به جهت تغليب اصنام است بسبب تحقير و يا باعتبار غلبهء عباده آن و گويند مراد ملائكه و مسيح و عزيرند بقرينهء سؤال و جواب و نزد كلبى مراد اصناماند كه حق تعالى ايشان را بنطق در آورد و يا به زبان حال تكلم كنند هم چنان كه در نطق ايدى و ارجل * ( فَيَقُولُ ) * پس گويد بايشان كه * ( أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ ) * آيا شما گمراه كرديد * ( عِبادِي هؤُلاءِ ) * بندگان مرا كه اين گروه‌اند * ( أَمْ هُمْ ) * يا ايشان * ( ضَلُّوا السَّبِيلَ ) * گم شدند از راه به جهت اخلال به نظر صحيح و اعراض از قول مر شد فصيح